نقد و بررسی بازی Centipede Gun

نقد و بررسی بازی Centipede Gun

بازی Centipede Gun که در ابتدا در دسامبر ۲۰۲۳ در استیم منتشر شد، بی‌سروصدا راه خود را به اکوسیستم بازی‌های روگ‌لایت مستقل باز کرد، با یک وعده ساده: یک هزارپای غول‌پیکر و چند واحدی پر از سلاح بسازید و ببینید چقدر دوام می‌آورد. اکنون، با انتشار کنسولی آن در ۱۲ فوریه ۲۰۲۶ برای پلی‌استیشن، ایکس‌باکس و نینتدو سوییچ – که توسط QUByte Interactive انجام شده است – این بازی فراتر از ریشه‌های رایانه شخصی خود، زندگی جدیدی پیدا می‌کند. این بازی که به صورت انفرادی توسط Mateusk2m با استفاده از GameMaker توسعه داده شده است، با افتخار DNA مستقل خود را حفظ کرده است و روی یک ایده اصلی تمرکز دارد: بروز خلاقیت از طریق هرج و مرج و وقتی این کار می‌کند، نتیجه بسیار خوبی می دهد.

در نگاه اول، Centipede Gun به طرز فریبنده‌ای ساده به نظر می‌رسد. شما یک موجود قطعه‌بندی شده از ماژول‌های هندسی را سرهم می‌کنید – هر قطعه نشان دهنده یک سلاح، واحد پشتیبانی یا تقویت‌کننده غیرفعال است. پس از استقرار، هزارپای شما به طور خودکار به دشمنانی که نزدیک می‌شوند حمله می‌کند. شما نشانه‌گیری نمی‌کنید، زیرا هدف گیری بازی به صورت خودکار انجام می شود. عدم وجود چارچوب روایی عمیق‌تر ممکن است برخی از بازیکنان را دلسرد کند. این یک بازی سیستم‌محور است که به افسانه‌ها یا داستان‌سرایی علاقه‌ای ندارد. اینکه آیا این یک نقص است یا خیر، کاملاً به آنچه شما به دنبال آن هستید بستگی دارد.

مبارزه به صورت موجی از حملات اتفاق می‌افتد. دشمنان از همه جهات هجوم می‌آورند و به تدریج تراکم و پیچیدگی آنها افزایش می‌یابد. بین هر دور، از مغازه‌ای بازدید می‌کنید که در آن پول به دست آمده را برای ماژول‌های جدید خرج می‌کنید. اینکه آیا یک شعله‌افکن به دم اضافه می‌کنید؟ گره‌های لیزری نزدیک سر را دو برابر می‌کنید؟ روی قطعات پشتیبانی که آسیب را افزایش می‌دهند یا پاداش‌های هم‌افزایی را آزاد می‌کنند، سرمایه‌گذاری می‌کنید، به خودتان بستگی دارد.

نبوغ اصلی بازی در نحوه تعامل این قطعات نهفته است. ماژول‌های یکسان را ترکیب کنید و آنها به انواع قوی‌تری تکامل می‌یابند. جلوه‌های سازگار کافی را روی هم قرار دهید و توانایی‌های پنهانی را باز کنید که هویت ساخت شما را به طرز چشمگیری تغییر می‌دهد. یک تیرانداز پرتابه ساده می‌تواند به یک کارخانه اشعه مرگ پاک‌کننده صفحه تبدیل شود. یک پیکربندی مبتنی بر سم می‌تواند به یک کابوس انباشته از آسیب در طول زمان تبدیل شود. در این زمینه، الهام بازی از عناوینی مانند SNKRX واضح است، اما Centipede Gun بیشتر به آزمون و خطا گرایش دارد. حس خوشایندی وجود دارد که توسعه‌دهنده می‌خواهد شما آن را بشکنید – تا موارد حاشیه‌ای پوچ را پیدا کنید که در آن صفحه نمایش پر از اعداد آسیب آبشاری و هرج و مرج ذرات می‌شود.

آنچه Centipede Gun را از بسیاری از بازی‌های روگ‌لایت جدا می‌کند، تعهد آن به ساخت و ساز به جای انجام رفلکس‌های سریع است. از آنجایی که سلاح‌ها به طور خودکار شلیک می‌شوند، موفقیت شما به برنامه‌ریزی و هم‌افزایی بستگی دارد تا مهارت ناگهانی. این انتخاب طراحی، مانع ورود را کاهش می‌دهد و در عین حال پتانسیل استراتژیک را عمیق‌تر می‌کند. قرار دادن ماژول‌ها در امتداد بدن هزارپا اهمیت دارد. ماژول‌های آسیب‌دیده از جلو، ساخت‌های تهاجمی ایجاد می‌کنند که امواج اولیه را خرد می‌کنند اما ممکن است بعداً متزلزل شوند. توزیع متعادل، ثبات را ارائه می‌دهد اما فاقد پتانسیل انفجاری است.

در ماژول‌های در حال تکامل، تنش رضایت‌بخشی از ریسک و پاداش وجود دارد. آیا برای ارتقاء، منتظر نسخه‌های تکراری هستید یا برای زنده ماندن از الگوهای فزاینده دشمن، در اوایل تنوع ایجاد می‌کنید؟ همانطور که هزارپای شما طولانی‌تر و پیچیده‌تر می‌شود، صفحه نمایش به نمودار زنده‌ای از تصمیمات شما تبدیل می‌شود. هر کمان لیزری، تیک سمی یا واکنش زنجیره‌ای انفجاری، نتیجه‌ی فلسفه‌ی طراحی شما به نظر می‌رسد.

از لحاظ گرافیک، Centipede Gun به دنبال واقع‌گرایی نوری یا کارگردانی هنری پیچیده نیست. جلوه‌های بصری آن تمیز، مینیمالیستی و هندسی هستند. ماژول‌ها به جای مدل‌های دقیق سلاح، شبیه اشکال انتزاعی هستند. دشمنان، حباب‌های سبک‌مند و اشکال مکانیکی هستند. البته این سادگی به نفع آن عمل می‌کند. با شلیک همزمان ده‌ها پرتابه و افکت، وضوح ضروری است.

حتی در اوج هرج و مرج، معمولاً می‌توانید منبع آسیب را ردیابی کنید و بفهمید که ساخت شما چه کاری انجام می‌دهد. در کنسول ها، عملکرد حتی در طوفان‌های ذرات سنگین پایدار می‌ماند. کار پورت QUByte Interactive ستودنی است. کنترل‌ها به راحتی به گیم‌پد منتقل می‌شوند و ماژول‌ها را بدون اصطکاک مدیریت می‌کنند. رابط کاربری ساده اما کاربردی است. آمارها قابل خواندن هستند. هم‌افزایی‌ها به وضوح توضیح داده شده‌اند. تکامل‌های مخفی بدون احساس رمزآلود بودن، قابل کشف هستند.

حرف آخر

Centipede Gun یک بازی روگ‌لایت متمرکز و هوشمندانه است که دقیقاً می‌داند چه می‌خواهد باشد: یک بازی سندباکس مملو از خلاقیت‌های آشفته. سیستم ساخت موجودات ماژولار آن، شهودی و در عین حال به طرز شگفت‌آوری عمیق است. طراحی مبارزات خودکار نیز تأکید را به سمت استراتژی و هم‌افزایی تغییر می‌دهد و آزمون و خطا را به جای واکنش‌های سریع ارج می‌نهد. به ویژه، وقتی ساخت‌ها هماهنگ باشند، حس قدرت هیجان‌انگیزی به شما دست می دهد. در حالی که فاقد جاه‌طلبی روایی و عمق پیشرفت متا در مقایسه با رقبای بزرگتر این ژانر است، گیم پلی ساده و آسان برای یادگیری، هویت متمایزی به آن می‌دهد. همچنین، پورت‌ نسخه کنسولی بازی مخصوصا نینتندو سوئیچ به خوبی عمل می‌کنند و تجربه به یادماندنی که نسخه اصلی کامپیوتر را به یک بازی محبوب تبدیل کرده بود، حفظ می‌کند. برای بازیکنانی که عاشق تئوری‌سازی، شکار هم‌افزایی و رساندن سیستم‌ها به نقطه‌ی شکست خود هستند، Centipede Gun یک زمین بازی ارزشمند است.

Verdict

Centipede Gun is a focused, intelligent roguelite that knows exactly what it wants to be: a sandbox game full of chaotic creativity. Its modular creature-building system is intuitive yet surprisingly deep. The auto-combat design also shifts the emphasis towards strategy and synergy, valuing trial and error over quick reactions. In particular, when builds are in sync, there’s a thrilling sense of power. While it lacks the narrative ambition and meta-development depth of its larger competitors, its simple, easy-to-learn gameplay gives it a distinct identity. The console ports of the game, particularly the Nintendo Switch, also work well, preserving the memorable experience that made the PC original such a beloved game. For players who love theorizing, hunting for synergies, and pushing systems to their breaking point, Centipede Gun is a valuable playground

9

نقاط قوت

  • ساختار گیم پلی بسیار ساده و در عین حال، فوق العاده جذابی دارد.
  • سیستم ساخت موجودات، بسیار پرجزئیات و عمیق است.
  • عملکرد فنی بهینه ای روی کنسول ها ارائه می دهد.
  • جلوه‌های بصری مینیمالیستی و کاملا انتزاعی هستند.

نقاط ضعف

  • داستان سرایی نه چندان جالبی دارد.
  • پس‌زمینه بازی تنوع محدودی دارد.
9.5 گرافیک
10 گیم پلی
8 داستان
8.5 موسیقی