نقد و بررسی بازی Duil

نقد و بررسی بازی Duil

بازی Duil ساخته‌ی توسعه‌دهنده‌ی JL Studio، نسخه‌ی شایسته‌ای، هرچند نه چندان قابل توجه، از فرمول اکشن-نقش‌آفرینی Side-Scrolling بازی Dead Cells را ارائه می‌دهد و مانند نسخه‌ی کم‌جلوه‌تر و کندتر آن بازی اجرا می‌شود. شما باید در دنیایی نفرین‌شده بجنگید، بر جادوی مرگبار مسلط شوید، یادگارها را جمع‌آوری کنید و سرنوشت خود را در یک ماجراجویی غنی از داستان با پایان‌های متعدد رقم بزنید.

داستان بازی، Duil را دنبال می‌کند، یک شخصیت اصلی جاودانه که برای انتقام از Vezruvil، کسی که پادشاهی Targat را نابود کرد و خانواده‌ی Duil را اعدام کرد، از اسارت فرار می‌کند. این نوع روایت داستان کمی کلیشه‌ای است، اما به خاطر برخوردهای عجیب شخصیت‌ها و صحنه‌های انتخاب اخلاقی که طعم غیرمنتظره‌ای به بازی اضافه می‌کنند، شایسته تحسین و توجه بیشتری است.

در واقع صحنه‌های انتخاب اخلاقی این بازی، تصمیمات دوگانه‌ای را ارائه می‌دهند که سرنوشت شخصیت‌های داستان و به نوبه‌ی خود، اینکه آیا شما آیتم های خاصی دریافت می‌کنید یا هیچ، را تعیین می‌کنند و هم پاداش‌های فوری و هم پایان نهایی را شکل می‌دهند. به عنوان مثال، در بخشی از بازی، شما تصمیم می‌گیرید که آیا اجازه دهید اعتراف خیانت از سوی شوهر به دست همسرش بیفتد، در حالی که در صحنه‌ی دیگر شما تصمیم می‌گیرید که آیا پسری را که هنگام تلاش برای نجات گربه‌اش از شاخه‌ای می‌افتد، نجات دهید یا خیر. بعضی از این‌ها غم انگیز‌تر از بقیه هستند.

Duil یک بازی کاملاً خطی است؛ به طوری که هر مرحله مانند یک هزارتو طراحی شده و معمولاً یک خروجی واحد دارد که فقط زمانی قابل دسترسی می‌شود که آن را با رها کردن یک پل، پیدا کردن آیتم‌ها و موارد مشابه باز کنید. درگاه‌های موجود در مراحل به زیرمناطق کوچک تا متوسط ​​​​منجر می‌شوند که محل رویارویی با NPCها، پاداش‌ها یا چالش‌ها هستند. علاوه بر دشمنان معمولی، باس فایت هایی نیز وجود دارند که هر چند مرحله یک بار پیشرفت شما را قطع می‌کند، اما چالش واقعی ایجاد نمی‌کند.

المان های مبارزه این بازی شباهت زیادی با شاهکار معروف مترویدوانیا یعنی بازی Dead Cells دارد. البته در اینجا حملات آن میزان روان بودن را ندارند و مکانیک جاخالی دادن نیز ناامیدکننده است. توانایی‌های رنگی به دکمه‌های مختلف نگاشت می‌شوند که رایج‌ترین آنها حملات تن به تن قرمز و حملات از راه دور آبی است، در حالی که اکثر توانایی‌های دیگر با کاربرد محدود هستند که به لطف ماهیت محدودشان، مرا از آزمایش منصرف کردند که خیلی سرگرم‌کننده نیست.

اگر در طول بازی بمیرید، یک آیتم واحد را از دست می‌دهید و به برزخ فرستاده می‌شوید، جایی که شبیه یک هزارتوی بزرگ است که هیچ خروجی واحدی ندارد و خلاص شدن از آنجا اعصاب خردکن است. شاید این انتخاب از نظر موضوعی مرتبط باشد، اما از دیدگاه طراحی بازی، آزاردهنده و خسته‌کننده است. این فقط باعث می‌شود که دوباره به بازی برگردید؛ انگار یک مجازات است. از نظر چیزهایی که سرگرم‌کننده نیستند، این بدتر از توانایی‌های با کاربرد محدود است.

وابستگی‌های جادویی به طور تصادفی روی سلاح‌ها یا حملاتی که پیدا می‌کنید ظاهر می‌شوند. این موارد گاهی اوقات موانع مربوطه – دیوارها، مجسمه‌ها و صندوقچه‌ها – را برای غنیمت جایزه می‌شکنند. آیتم‌های خاکستری آمار را تغییر می‌دهند. اکثر این موارد، همراه با حملات، در هر زمانی قابل ارتقا هستند اگر طلای کافی داشته باشید. من دائماً خودم را در حال مدیریت موجودی‌ام می‌دیدم. آیتم‌ها تقریباً خیلی زیاد می‌افتادند و اغلب مطمئن نبودم که کدام یک واقعاً بهتر است که نگه دارم. شخصا ارتقاءهای کمتر، اما معنادارتر را ترجیح می‌دادم.

از نظر بصری، بازی Duil تاریکی سبک گوتیک خود را در بر می‌گیرد اما کمی کسل‌کننده باقی می‌ماند. محیط‌ها، در حالی که به طور مناسبی تاریک هستند، پس از مدتی واقعا تکراری می شوند. شما از راهروهای یکسان بی‌شماری عبور خواهید کرد که جزئیات کمی برای تشخیص آنها وجود دارد. طراحی دشمنان نیز اغلب حالتی غیرعادی و عجیب و غریب دارند و حتی حرکات آنها گاهی اوقات با وجود انیمیشن روان، آشفته به نظر می‌رسد. خود شخصیت اصلی نیز به دلایل اشتباهی به یاد ماندنی است. طراحی او در مقایسه با تمام موجوداتی که با آنها می‌جنگید ساده است، اما هرگز شنل سرخابی براق او را فراموش نخواهید کرد.

حرف آخر

Duil یک بازی روگ‌لایکِ دوبعدیِ شایسته اما مملو از ایراد است که باعث شد دلم بخواهد دوباره Dead Cells را بازی کنم. با اینکه این بازی بسیاری از بهترین ایده‌های آن بازی را به یاد می‌آورد، اما در وظیفه‌ی حیاتیِ تبدیل بازی به یک حس واقعاً عالی برای بازی کردن، شکست می‌خورد. شاید بهتر باشد به جای این کپی بی‌روح، Dead Cells را دوباره بازی کنید.

Verdict

Duil is a decent but flawed 2D roguelike that made me want to play Dead Cells again. While it recalls many of the best ideas from that game, it fails at the crucial task of making the game feel truly great to play. You might be better off playing Dead Cells again instead of this soulless copy

5

نقاط قوت

  • هر انتخابی که انجام می دهید، نتایج تعیین کننده و موثری دارد.
  • گرافیک پیکسلی دوبعدی خیره کننده است.
  • جهانی وهم‌آلود پر از اسرار، یادگارها و عواقب غیرمنتظره را ارائه می دهد.

نقاط ضعف

  • کلیشه ای بودن روایت داستان را نمی توان نادیده گرفت.
  • باس فایت های واقعا ساده ای دارد و چالش خاصی ایجاد نمی کنند.
  • مبارزات چندان روان نیستند و حس چابکی لازم را ندارند.
  • محیط ها تنوع لازم را ندارند و اغلب تکراری می شوند.
  • طراحی دشمنان با سایر ویژگی های بازی همخوانی ندارد.
6 گرافیک
4.5 گیم پلی
5.5 داستان
4 موسیقی