بازی KuloNiku: Bowl Up! ترکیبی از دو عنوان Cooking Mama؛ Cook، Serve، Delicious؛ و Tavern Talk است که نمیدانستم در زندگیام به آن نیاز دارم. از آنجایی که بازیهای آشپزی میتوانند با توجه به نحوهی برخوردشان با مکانیکهای گیمپلی بسیار متفاوت باشند، هنگام راهاندازی بازی دقیقاً نمیدانستم که وارد چه چیزی خواهم شد. اما چیزی که به دست آوردم، بازی بینظیری برای استراحت پس از یک روز پراسترس بود. همانطور که به مشتریان خدمت میکنید، KuloNiku برای روح شما سوپ سرو میکند و مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد.
از نظر داستان، KuloNiku: Bowl Up! شما را در نقش کسی قرار میدهد که در یک شهر بزرگ به یک سرآشپز تبدیل شده است، اما اخیراً به شهر کوچک KuloNiku بازگشته تا رستوران مادربزرگ مرحومش، باکوسو، را تصاحب کرده و آن را دوباره راهاندازی کند. از آنجایی که غذای مادربزرگتان زمانی شناخته شده و محبوب بود، شما شهرتی دارید که باید به آن پایبند باشید و برخی از ساکنان از گفتن این موضوع به شما خجالت نمیکشند. خوشبختانه، KuloNiku پر از افرادی است که عاشق غذا و آشپزی هستند، بنابراین میتوانید با رقابت با دیگر سرآشپزها، اعتبار خود را افزایش دهید.
داشتن یک خط داستانی برای بازیهای دنج طبیعی است، اما کوتاه و ساده. من متوجه شدهام که این در KuloNiku به خوبی جواب میدهد. شما دلیل حضورتان در شهر را دارید و دلیلی به شما داده میشود که چرا باید برای بهبود رستوران خود، Bakosu، سرمایهگذاری کنید. راستش را بخواهید، برای شروع به چیزی بیشتر از این نیاز ندارید. تمام کردن خط داستانی فقط حدود ۱۰ ساعت طول میکشد که برای این سبک بازی کافی است. من متوجه شدم که داستان بیشتر یک عنصر پسزمینه برای بازی است و میتوانم بدون نیاز به داستان، بینهایت بازی کنم زیرا گیمپلی و شخصیتهای KuloNiku از نکات برجسته هستند. در حالی که داستان با حال و هوای دنج مطابقت دارد، کوتاه بودن آن و پیچیده نشدن بیش از حد آن عالی است زیرا توجه زیادی را نمیطلبد یا باعث حواسپرتی نمیشود. در عوض، این تجربه را تکمیل میکند.
به طور خاص، من عاشق طراحی صدای آشپزی در KuloNiku هستم. وقتی مواد اولیه را داخل قابلمه داغ خود میگذارید و آنها را بیرون میآورید، صدای ترکیدن ایجاد میشود که بسیار سرگرمکننده است. این باعث میشود که بخواهم غذاهای بیشتری بپزم، اما نحوهی کارکرد زمان در بازی به این معنی است که شما هر روز فقط تعداد محدودی مشتری دارید، به این معنی که نمیتوانم تمام روز مواد اولیه را داخل قابلمه ریخته و از آن خارج کنم.
البته، جلوههای صوتی فقط به طراحی صدا ختم نمی شوند. بلکه نوعی موسیقی هم وجود دارد که توجه شما را جلب نمیکند. برای من، این بخش مثبتی از بازی است. اگر موسیقی خیلی حواسپرتی ایجاد کند، از بازی فاصله میگیرد و میتواند تمرکز روی عناصر دیگر را دشوار کند. در عوض، من معتقدم که موسیقی باید بدون کنترل آن، به جو بازی اضافه کند و این در مورد KuloNiku: Bowl Up! نیز صدق میکند.
وقتی آموزش آشپزی، مخصوصاً برای Meatball Brawls را مرور میکنید، در ابتدا گیجکننده به نظر میرسد، یا انگار مدیریت آن کار سختی خواهد بود. در عمل، اصلاً اینطور نیست. KuloNiku: Bowl Up! از یک پایه ساده برای مکانیک آشپزی خود استفاده میکند که سفارشات مشتری میتواند با درخواستهای سفارشی بر روی آن ساخته شود تا از تهیه غذاهای مشابه در تمام طول روز جلوگیری شود.
علاوه بر این، سفارشات با خرید مواد بیشتر از فروشگاه Ume تکامل مییابند. این به مشتریان اجازه میدهد سفارشات خود را بیشتر سفارشی کنند و به شما امکان میدهد دستور العملهای جدیدی را که مشتریان میتوانند سفارش دهند، باز کنید. فروشگاه Ume هر جمعه موجودی خود را بهروز میکند، بنابراین میتوانید پس از بستن Bakosu برای شب، به آن سر بزنید و اقلام جدید را انتخاب کنید. من توصیه میکنم ابتدا کاسههای بیشتری بخرید. همانطور که کاسهها در توضیحات خود میگویند، چرا باید یک رستوران سوپ با تنها دو کاسه باز کنید؟ داشتن کاسههای بیشتر به این معنی است که لازم نیست آنها را بین مشتریان به طور مکرر بشویید.
علاوه بر کاسهها و مواد اولیه، میتوانید برای رستوران خود دکوراسیون و مبلمان نیز بخرید. این روش KuloNiku است که به شما امکان میدهد فضا را مطابق سلیقه خود سفارشی کنید و گزینههای شگفتانگیزی برای انتخاب دارید تا فضا را مانند فضای خودتان کنید. در حالی که مواد اولیه و ابزارها بر مکانیک آشپزی و تمیزکاری تأثیر میگذارند، اساس نحوه کار آن ثابت میماند. این امر هسته اصلی بازی را دنج نگه میدارد و استرسزا نیست.
شاید بخش مورد علاقه من در مورد نحوه طراحی آشپزی در KuloNiku، گزینه فعال کردن حالت دنج یا همان “Cozy Mode” باشد. با فعال کردن حالت دنج، لازم نیست نگران از دست دادن صبر مشتریان یا زمانبندی هنگام آشپزی باشید. وقتی حالت دنج را فعال میکنید، KuloNiku از یک بازی با کمی فشار به یک بهشت دنج تبدیل میشود. من خیلی زود متوجه زمان نشدم، که بسته به اینکه برنامههای حساس به زمان داشته باشید یا نه، خوب یا بد است.
روزهای دوشنبهها و پنجشنبهها، میتوانید در نبردهای کوفته قلقلی با سرآشپزهای دیگر رقابت کنید، جایی که سعی میکنید با پختن غذا مطابق سلیقه داوران، استفاده از مواد اولیه جایزه آن روز و کسب امتیاز از تماشاگران، آنها را تحت تأثیر قرار دهید. اگر یک مورد اضافه شده برای صحنه ورزشهای الکترونیکی لازم باشد، آن Meatbrawls است. فکر میکردم این استرسزا باشد، اما در واقع واقعاً سرگرمکننده است. باعث میشود به این فکر کنید که چگونه میتوانید امتیاز خود را به حداکثر برسانید زیرا تعداد محدودی اقدام در هر نوبت و تعداد محدودی نوبت دارید. با این حال، اگر به آموزش گوش دهید و به سلیقه داور توجه کنید، برنده شدن در Meatbrawls آسان است. در واقع متوجه شدهام که تمرکز بر سلیقه داور و مواد اولیه جایزه به جای امتیاز تماشاگران، ارزش بیشتری برای امتیازهای اکشن دارد، زیرا به نظر نمیرسد که در مقایسه با آنها، چیز زیادی به امتیاز شما اضافه کنند.
از آنجایی که KuloNiku شهری است که شیفتهی آشپزی است، جای تعجب نیست که از طریق Meatbrawls با برخی از NPCهایی که میتوانید با آنها دوست شوید، آشنا شوید، به ویژه Stella که رقیب اصلی شما در شهر است. البته، Stella شخصیتی tsundere دارد و به سرعت با شما گرم میگیرد، حتی اگر به آن اعتراف نکند. در میان NPCهایی که با آنها روبرو میشوید، او خشنترین است. با این حال، نگرش Stella نسبت به شما تا حدی از تحسین او نسبت به مادربزرگتان ناشی میشود، که از اولین باری که او را ملاقات میکنید، مشخص است.
فراتر از Meatbrawls، شما از طریق ادارهی رستوران خود و با صحبت کردن با کسانی که در پایان روز در پیادهرو میبینید، با NPCهای دیگر ملاقات میکنید. وقتی Bakosu بسته است، لازم نیست فوراً روز را تمام کنید. در عوض، میتوانید برای تهیهی لوازم به فروشگاه Ume مراجعه کنید، از اتوبوس برای رفتن به استودیو و راهاندازی Meatbrawl استفاده کنید، یا فقط NPCهایی را که ممکن است در پیادهرو ببینید انتخاب کنید تا با آنها صحبت کنید. وقت گذاشتن برای صحبت با NPCها، دوستی شما را با آنها افزایش میدهد، که نکتهی خوبی در یک بازی آشپزی دنج است و باعث میشود احساس کنید واقعاً عضوی از جامعه هستید.
فکر میکنم برخی از شخصیتهای NPCها کلیشهای از شخصیتهایی هستند که ممکن است در یک بازی دوستیابی از نوع رمان تصویری پیدا کنید. اکثر NPCها خوب و جالب هستند، اما تعداد کمی از آنها نوع NPC مورد علاقهی من برای دیدن در هیچ نوع رسانهای نیستند. با این حال، این یک ترجیح شخصی است و میتوانم تصدیق کنم که NPCهایی که من به اندازهی آنها دوست ندارم، میتوانند به راحتی مورد علاقهی سایر بازیکنان باشند. به طور کلی، احساس میکنم اگر میخواهید یک شخصیت کلیشهای را در بازی بگنجانید، ارزش دارد که سعی کنید آن را به روشی منحصر به فرد کنید که با بازی مطابقت داشته باشد.
راستش را بخواهید، بد نیست که بزرگترین نکتهی منفی من این است که به هر NPC اهمیتی نمیدهم، اما برخی دیگر را دوستداشتنی میدانم. همچنین دوست داشتم فرصتهای بیشتری برای خلاقیت در سیستم پخت و پز وجود داشته باشد، اما اعتراف میکنم که Meatball Brawls و مشتریانی که سفارشهای خود را سفارشی میکنند، به تنوع مورد نیاز کمک میکند، در غیر این صورت شما هر روز بازی را صرف تهیه غذاهای دقیقاً یکسان میکردید. به طور کلی، عناصر بازی به خوبی با هم کار میکنند و پایه محکم ساده نگه داشتن آن بسیار مفید است.
حرف آخر
KuloNiku: Bowl Up! یک نمونه کوتاه اما عالی در دنیای بازیهای دنج است و اگر بازیهای مشابهی مانند Cooking Mama یا Tavern Talk را دوست دارید، احتمالاً از تجربه این عنوان لذت خواهید برد. میدانم که فقط به خاطر لذت سیستم پخت و پز آن و به خاطر مزخرفات لذتبخشی که وجود مسابقات آشپزی به نام Meatbrawls است، دوباره به این بازی سر خواهم زد. صمیمانه امیدوارم که استودیوی Gambir یا در آینده KuloNiku: Bowl Up! را گسترش دهد یا توسعهدهندگان به سادگی به ساخت بازیهای دنج ادامه دهند، زیرا واقعا احساس می کنم سبک آنها برای من عالی است.
Verdict
KuloNiku: Bowl Up! is a short but great example of the world of cozy games, and if you like similar games like Cooking Mama or Tavern Talk, you’ll probably enjoy this one. I know I’ll be revisiting this game just for the fun of the cooking system and the delightful nonsense that is the existence of the cooking competitions called Meatbrawls. I sincerely hope that Gambir Studios either expands on KuloNiku: Bowl Up! in the future, or that the developers simply continue to make cozy games, because I really feel like their style is perfect for me








